نگران نباش

که شعرهای من غمگینند

تو خود

غم انگیزترین پاره از شعر من شده ای !

/ 3 نظر / 22 بازدید
;كاظم رستمي

سلام متن را ذيل اين شعر مي‌نويسم زيرا به نظرم اين از بهترين كارهاييست كه در اين صفحه خواندم... چند نكته را جسارتا و از باب وظيفه‌اي كه دوستي ايجاب مي كند عرض مي كنم: نكته اول يك امتياز مهم و مثبت كار شماست و آن فطري نويسي است؛ يعني به نظر نمي‌رسد كه براي نوشتن به ذهن و زبانتان فشار وارد كنيد و با فضاسازي سعي كرده باشيد متني تصنعي بسازيد و اين نكته بسيار مثبتي است چرا كه خيلي‌ها با اين روش نوشتن فكر مي كنند ادبي مي نويسند ولي عملا به زيبايي متن ضربه مي‌زنند. نكته دوم بسيار خواندن است؛ به اين معنا كه از اينجاي كار ديگر بايد بيشتر بخوانيد چون خواندن متنهاي ادبي در حقيقت نرمش و ورزش ذهن و عاطفه‌ي ادبي است. من هيچ كتابي را پيشنهاد نمي‌كنم تا مطابق ذوقتان آثار ادبي كه مي پنديد را بيشتر و بيشتر بخوانيد و بدانيد كه براي نوشتن هيچ كاري بهتر از اين مطالعه نيست، درست مثل ديدن و ديدن و تماشاي دقيق براي نقاش‌ها (كه من به پسرم كه علاقه‌اش نقاشي است هميشه مي گويم ببين و با دقت ببين) آخرين نكته‌اي كه خدمتتان عرض مي كنم بحث درگير كردن ذهن مخاطب است. توضيح اينكه تفاوت اصلي شعر و داستان در همين نكته است يعني داستان مي‌آيد تمام

;كاظم رستمي

سلام متن را ذيل اين شعر مي‌نويسم زيرا به نظرم اين از بهترين كارهاييست كه در اين صفحه خواندم... چند نكته را جسارتا و از باب وظيفه‌اي كه دوستي ايجاب مي كند عرض مي كنم: نكته اول يك امتياز مهم و مثبت كار شماست و آن فطري نويسي است؛ يعني به نظر نمي‌رسد كه براي نوشتن به ذهن و زبانتان فشار وارد كنيد و با فضاسازي سعي كرده باشيد متني تصنعي بسازيد و اين نكته بسيار مثبتي است چرا كه خيلي‌ها با اين روش نوشتن فكر مي كنند ادبي مي نويسند ولي عملا به زيبايي متن ضربه مي‌زنند. نكته دوم بسيار خواندن است؛ به اين معنا كه از اينجاي كار ديگر بايد بيشتر بخوانيد چون خواندن متنهاي ادبي در حقيقت نرمش و ورزش ذهن و عاطفه‌ي ادبي است. من هيچ كتابي را پيشنهاد نمي‌كنم تا مطابق ذوقتان آثار ادبي كه مي پنديد را بيشتر و بيشتر بخوانيد و بدانيد كه براي نوشتن هيچ كاري بهتر از اين مطالعه نيست، درست مثل ديدن و ديدن و تماشاي دقيق براي نقاش‌ها (كه من به پسرم كه علاقه‌اش نقاشي است هميشه مي گويم ببين و با دقت ببين) آخرين نكته‌اي كه خدمتتان عرض مي كنم بحث درگير كردن ذهن مخاطب است. توضيح اينكه تفاوت اصلي شعر و داستان در همين نكته است يعني داستان مي‌آيد تمام

;كاظم رستمي

...يعني داستان مي‌آيد تمام جزئيات را شرح مي دهد و مخاطب صرفا مي تواند به تماشاي نقاشي كه نويسنده داستان برايش كشيده بپردازد اما شعر زبان اشاره‌هاست يعني به بسياري از چيزها صرفا اشاره مي كند و اين ذهن مخاطب است كه بايد دنبال اين اشاره برود و اصل ماجرا را كشف كند و به همين دليل است كه درنگ و دريافت آدم‌ها از يك شعر واحد بسيار متفاوت است كه مولوي مي گويد: هركسي از ظن خود شد يار من! و يا مي‌بينيم كه همه‌ي آدم‌ها با سطح سواد و فرهنگ‌هاي مختلف با حافظ احساس همدلي مي كنند. با توضيحات فوق اين شعر شما يك شعر موفق است و يا مثلا آن شعر مادر را با مقداري جرح و تعديل مي توانيد به يك شعر خواندني و خوب تبديل كنيد. خداي من چقدر حرف زدم :) برايتان بهترين‌ها را آرزو مي كنم